آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
418
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
بمجازات « نه مرگ » محكوم شد ، زيرا در مقابل محكمه شاهى جسورانه تذكر داده بود ، كه يزدگرد اول نيز چون از رفتار نيك خود نسبت بعيسويان دست كشيد ، در حالى مرد كه همه از او كنار گرفته بودند و بعد از مرگ نيز جسد او را در دخمه قرار ندادند « 1 » . هنگامى كه فرمان تعقيب اهل ساير ديانات صادر مىشد ، محاكم عادى وارد رسيدگى نمىشدند و تحقيقات مقدماتى و استنطاقات و صدور احكام يا با مرزبانان و ساير صاحبان مناصب ايالتى بود ، يا اين كار را بانجمنى دولتى مخصوص اين كار محول مىنمودند ، كه موبدان از اعضاء مسلط و نافذ القول آن بشمار مىآمدند « 2 » . گاهى موبدان موبد شخصا عيسويان را استنطاق مىكرد و حكم صادر مينمود . لابور « 3 » گويد : « پادشاه و سرداران و موبدان بدين طريق هميشه جماعتى اسير در دنبال خود مىكشانيدند و هر وقت ميخواستند آنها را استنطاق مىكردند » در زمان شاهپور دوم چنين اتفاق افتاد ، كه عبديشوع « 4 » نام اسقف ، برادرزاده داشت زناكار و در صدد منع او از ارتكاب گناه برآمد . آن زانى عبديشوع را متهم كرد ، كه با قيصر روم رابطه دارد و اسرار شاه را به دو فاش كرده است . نخست شاهزاده اردشير ، كه بعد اردشير دوم شد ، و در ولايات آديابن عنوان شاهى داشت ، به اين قضيه رسيدگى نمود . پس موبدان موبد باتفاق دو تن از موبدان وارد تحقيق شد و عاقبت قضيه در مقابل رئيس خواجهسرايان ، كه « صاحب تمام پيلهاى كشور بود » « 5 » ، طرح شد . يك هيئت بازرسى مركب از مغان اندرز بذو سروشورزداريگ و دستور همداذ « 6 » تشكيل شد و هيئت ديگرى نيز مركب از ناظر مخازن سلطنتى و موبدان موبد
--> ( 1 ) - لابور ، ص 116 - 114 . ( 2 ) - مثلا هوفمان ، ص 38 و 61 و ما بعد . ( 3 ) - ص 59 . ( 4 ) - Abdisho ( 5 ) - ايضا ، ص 60 . ( 6 ) - هوفمان ، 51 - 50 .